طاق چه ؟

در ایوان انتظار می نشینیم ،

غبار آرزوها هر روز قطور تر می شود ،

بالاخره روزی می رسد

که در ازدهام حسرتها

لابلای تارعنکبوت غم انگیز رکود

در هم تنیده می شویم  و دیده نخواهیم شد !

.

.

.

روی طاقچه لب پریده

لانه غریبی خاک می خورد

آن دو استخوان کوچک و ظریف

آیا

به اندوه حیات کهنه ما پوسیدند ؟

طاقت چه را می کشیدند !

 

 

/ 0 نظر / 4 بازدید